ماجرای اخراج تام استربرگ

تام استربرگ

قصه زندگی این آقای استربرگ از اون قصه های جذابه .

قصه یه آدم بسیار باهوش فارغ التحصیل هارواد که با کلی موفقیت تحصیلی وارد فضای کسب و کار میشه ولی خوب هر سازمانی و هر کسب و کاری طاقت آدم های موثر رو نداره .

اخراج آقای استربرگ ماجرای مافیایی و قتل و تهدید داره .

ولی بعد از اخراج شرکت استپلس رو تاسیس کردن
بزرگترین شرکت فروش لوازم اداری در کل امریکا و کل دنیا

این آقای استربرگ قبل از اینکه وارد فضای کسب و کار بشه در یک مرکز استعداد یابی بهش گفته بودن که اعتماد به نفست و عدم خلاقیتت باعث میشه در کارت موفق نشی.

جالبه که در طول سالها این آقا دقیقا عکس این دو تا نکته رو ثابت کردن. خلاقیت فوق العاده این آقا برای توسعه کسب و کار میلیارد دلاری اش و اعتماد به نفسش برای ادامه مسیر ناهموار کسب و کارش دو تا ویژگی فوق العاده اش بودند
در مورد شما چی؟

چه ویژگی هایی بهتون گفتند که میخواهید ثابت کنید که اشتباه کردند؟

ماجرای اخراج جو توره

جو توره

جو تونی هفتمین مربی برتر تاریخ امریکا هست و ششمین مربی با بیشترین حضور در تاریخ لیگ بیسبال امریکا.

بیشتر از شش بار در رده های شغلی اش اخراج شده .

سخت ترین اخراجی که ازش صحبت میکنه وقتی هست که ساعت 10 صبح شنبه در حالیکه تو خونه بوده از رادیو خبر های مختلفی میشنوه و این یک نشانه بد از اخراج خودش بوده . فکر کنین از رادیو!!!

به هر حال از پس این اتفاق بر میاد و مبارزه میکنه . تجربه مبارزه و اخراج و دوباره مبارزه و اخراج و ..

اولین چیزی که به نظر من مهم هست این هست که پذیرفتن اینکه ممکنه هر روز اخراج بشی و این اخراج یه چیز سخت و بد نیست به بازپروری و سر پا موندن کمک میکنه.

اینکه چه اتفاقی برای افتاده خیلی مهم نیست ، اینکه ما نسبت به اون اتفاق چه واکنشی نشون بدیم مهم تر هست.

ماجرای اخراج لارنس آرمسترانگ

لانس آرمسترانگ

لانس از مقاوم تریم و سخت ترین آدم های تاریخ است.

لانس به دلیل سرطان از کارش اخراج شد و حتی شرکتی که برای اون کار میکرد حاضر نشد حقوق سنوات براش در نظر بگیره.

لانس مبارزه کرد هم با سرطان و هم با غول بیکاری و شکست از پس هر دو تاشون بر اومد.

شش سال متوالی بعد از اون قهرمان شد و حتی رکورد های خودش رو هم شکست.

عالی بود نه؟!​

ماجرای اخراج شدن کیتی کوریک

کیتی کوریک

وفتی کیتی از شبکه سی ان ان اخراج شد رییسش بهش گفت که امیدوار است دیگه ریختش رو توی صفحه تلویزیون نببیند.

ولی کیتی به شبکه رقیب پیوست.

یه قرار داد بلند مدت بست
و به اندازه کل دوره قبل از این قرارداد درآمد داشت.

فکر میکنین رییسش با دیدن هر روز صبح کیتی در تلویزیون چه احساسی داره.

ماجرای اخراج شدن پاولا ژان

پاولا ژان

وقتی پاولا اخراج شد، رییسش فکرشم نمیکرد که درست فردای اخراجش از شبکه رقیب سر در میاره.

حواسمون باشه چه حسی داره اگر کارمندمون مستقیم بره و برای رقیب کارکنه.

ماجرای اخراج شدن پاپ وودوارد

باب وودوارد

امروز یکی از بزرگترین روزنامه نگاران امریکا هست.

از واشنگتن پست اخراج شد و بهش گفتن که بی تجربه هست و هر موقع به اندازه کافی تجربه بدست آورد میتونه برگرده .

باب بعد از یه دوره کوتاه دوباره به واشنگتن پست برگشت.
اینبار ولی خیلی قوی تر
دوباره برگشت و یکی از بزرگترین روزنامه نگاران واشنکتن پست شد.

رفتار حرفه ای واشنگتن پست برای اخراج و گفتن دلیل واضح
میتونه برای خیلی از کارفرما ها الگو باشه .

اینکه اگر داریم اخراج میکنیم با کسی پدرکشتکی نداریم و به دلایل کاری در این مقطع زمانی به شما نیازی نداریم .

اینطوری اتفاق سخت اخراج راحت تر میشه.

ماجرای اخراج شدن جوان ریورز

جوان ریورز

جوان ریورز از اون آدم های بود که سر سازش نداشت و اخراج دیگه واسش خیلی عادی شده بود.

خیلی این اتفاق براش میافتاد
ولی روحیه طنزی که داشت همیشه بهش کمک کرد تا زود به زندگی عادی برگردد
و حتی از این اخراج هاش یه کتاب نوشت که پر فروش ترین کتاب سال زمان خودش شد.

یعنی حتی از سختی هاش هم کتاب نوشت و از اون هم درآمد درآورد .

پس اینکه ما به اتفاق های دنیا چطوری نگاه کنیم، از اینکه چه اتفاقی برای ما بیافته خیلی مهم تره.

ماجرای اخراج جودی جانسون

جودی جانسون

جودی جانسون یکی از موثر ترین زنان در صنعت دارو سازی هست.

جودی در سنی که دخترش دانشگاه میرفت و هزینه های زندگی و دانشگاه دخترش بر عهده اش بود، بدون هیچ اطلاع قبلی از کارش اخراج شد.

اخراجش جودی در میان سالی و بدون اطلاع قبلی آنقدر ضربه مهلکی به اعتماد به نفسش زد که تا سه ماه بعد از اخراجش نتونست خودش رو دوباره پیدا کنه و هر مصاحبه ای که میرفت قبول نمی شد. 
تا اینکه در یک دوره روابط موثر شرکت کرد . یه دوره گروه درمانی برای بهتر کردن روابط کاری.

خودش میگه در یکی از جلسات از ما خواستند که به بدترین انسان زندگی مون نامه بنویسیم و از ظلمی که در حق ما کرده شکایت کنیم . من این نامه رو به رییس ام نوشتم و موقع خواندن آن نامه در جمع آنچنان بهم ریخته بودم که از اعماق وجودم آتش خشم شعله می کشید.

ولی خودش رو مجدد ساخت
برای همکاری های جدید اقدام کرد .

انگار خونه جدید اش رو آجر به آجر ساخت و آلان فولاد آبدیده شده و از پس روزهای سخت بر اومده.

اگر اون دوره گروه درمانی رو شرکت نمیکرد

اگر مجبور نمیشد در جمع نامه اعتراضش رو به مدیرش بخونه

شاید اگر این اتفاق ها نمیافتاد
آلان جودی یه کارمند معمولی بود.

ما هرگز با جودی آشنا نمیشدیم